تبليغاتX

online

ایـنجا تـنها بـوسه تن ها را میـنویسم ...

تنهایی مثل طناب به دست و پاش پیچیده بود .

خودشم میدونست که تنهایی مشکلشو حل میکنه.

ولی تنهایی تو خونش نبود .

واسه همین فوری با هر جمعی قاطی میشد .

اما براش سخت بود ترک کردن اون جمع.

میدونست اما نمیدونست که میدونه . یا شاید دوست نداشت بدونه .

اون روز از جاش بلند شد و با خودش عهد بست هر جور شده تمومش کنه .

همه تنهایی رو که دورو برش بود.

تفنگشو برداشت رفت طرفش.

فوری یه گوله شلیک کرد تو شغیغش .

بعد از اون دیگه تنها نبود.

تنها مرد.

روی قبرش نوشتند :

تولد: بعد از مرگ هابیل.

مرگ: بعد از قیامت.

نام :تنهایی.

 

 

+ تایپیده شده در87/09/30به ساعت 19:59 به دست بوسه ها |


گفتم نرو تو لجن . هی رفتی . حالا اسبم نمیتونه بکشتت بیرون.

خاک تو سرت . چند چندیم؟

یه بازی جدید گرفتم ... اسمش... یادم رفته . . .

اینجوریه که مثل سگ باید بدویی  . فقط باید مواظب باشی تو لجن نری .

The words, are just word, not more

دیروز کیبردم لجنی شده بود . آخه زیاد بازی کرده بودم .

زنگ زدم تخلیه چاه ...

اومدن گفتن خیلی لجنی .

گفتم مرتیکه حرف دهنتو مواظب باش .

یقمو گرفت .

اونم لجنی شد

با هم رفتیم خیابون . رفیقم دید منو . گفت عجب تیپی زدی پسر .

بوی گ و ه میدادم. پرسید اودکلنت فرانسه ست ؟

هوس ماکارونی با قارچ کردم .

error می ده نخونده میره. مغزمو میگم 

مبایلمو از پیریز کشیدم . آخه لجن مال شده بود.

کارتن Crazy Frog میبینم .

چرا مردم آخرش ( دم ) داره؟

مسواک یه بار مصرف مثل فیلم ‌Bitter Moon

ohh...my God

آی ی ی . . . انگشتم

کسافت دستمو ول کن.

بوی لجن میدی .

بای.

 

 

 

 

+ تایپیده شده در87/09/16به ساعت 12:40 به دست بوسه ها |


تموم شد . . .

چقد زود یا شایدم دیر . . .

همه چیز تموم شد همه چیز  . . .

حتی سکوت . . .

حتی فریاد . . .

روز ۱۰/۹/۸۷ تموم شد . . .

چه بد چه دلگیر . . .

رفت ...

جه زود رفت ...

همه رفتن همه ...

حتی آن و این ...

حتی او ...

اون روز رفت ...

چه بد رفت ...

 ... ... ...رفت و تموم شد

+ تایپیده شده در87/09/11به ساعت 15:31 به دست بوسه ها |


 

به دنبال راهی میگردم تا تکراری ها را تکرار نکنم.

پیشنهادی داری ؟؟؟

+ تایپیده شده در87/07/10به ساعت 20:54 به دست بوسه ها |


دروغی بی تاب و نالان نزدِ دکتر رفت که گوش درد دارد.

 دکتر معاينه اش کرد، مشکل خاصی نداشت.

 با اين حال دروغ مطب را گذاشته بود روی سرش

 و مدام نعره ی دروغانه می کشيد.

هرچه دکتر سعی کرد ساکت اش کند، نشد.

دکتر با دلايل علمی به دروغ ثابت کرد گوشش

سالم است ولی او بنای ناسزا گذاشت و

 دکتر را متهم به دروغگويی کرد.

لاجرم دکتر نسخه سنگينی به دروغ نوشت

و او را واداشت چند آزمايش بدهد.

دست آخر قرار شد چند روز ديگر دروغ نزد دکتر برگردد

شايد مداوا باعث شود گوش دروغ درد نگيرد.

///////////////////////////////

اول: محال است ساکت کرد؛ آنکه حرفی برای گفتن ندارد.

دوم: سوراخ کردن گوش بدون درد بدون خونریزی  تضمینی .

سوم: وای--(۴بار با ریتم بندری) گوشواره هام کوش؟ وای--(۲بار) میرم از هوش

چهارم: گوش دروغم درد گرفت از بس دروغ شنیدم.

 

+ تایپیده شده در87/06/25به ساعت 11:56 به دست بوسه ها |